calamine

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\ka.la.min\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ calaminer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ calaminer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ calaminer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ calaminer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ calaminer

اسم

  1. نام قدیمی برای همیمورفیت، اسمیتسونیت یا اکسیدهای روی کوره‌ها
  2. پودر صورتی‌رنگ مخلوط اکسید روی و اکسید آهن
  3. باقیمانده کربنی احتراق گازها روی دیواره موتور و قطعات فولادی

مثال‌ها