calandrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ka.lɑ̃.dʁe\/

Conjugaison du verbe calandrer

فعل

  1. گذراندن از ماشین کالاندر
  2. صاف‌کردن پرها

مثال‌ها