boucharde
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · اسم · /\bu.ʃaʁd\/
فعل
- اولشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ boucharder
- سومشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ boucharder
- اولشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ boucharder
- سومشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ boucharder
- دومشخصِ مفردِ امرِ فعلِ boucharder
اسم
- چکش فلزی با سر مربعی دارای نوکهای الماسی برای تراشیدن برجستگیهای سنگهای نتراشیده.
- غلتک زبر برای ایجاد سطح نقطهنقطه روی سیمان یا آسفالت.
- ابزار مجسمهساز.
مثالها
- Je laye, je boucharde, je chemin de ferrise.
- Plusieurs de ces salles n'ont même ni sculptures, ni inscriptions, ni peintures, et leurs parois sont à peine dégrossies à la boucharde.
- Boucharde de maçon, de cimentier.