boucharde

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\bu.ʃaʁd\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ boucharder
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ boucharder
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ boucharder
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ boucharder
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ boucharder

اسم

  1. چکش فلزی با سر مربعی دارای نوک‌های الماسی برای تراشیدن برجستگی‌های سنگ‌های نتراشیده.
  2. غلتک زبر برای ایجاد سطح نقطه‌نقطه روی سیمان یا آسفالت.
  3. ابزار مجسمه‌ساز.

مثال‌ها