inconditionnel

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ɛ̃.kɔ̃.di.sjɔ.nɛl\/

صفت

  1. بی‌قید و شرط، بدون رزرو، کامل

اسم

  1. طرفدار بی‌قید و شرط، حامی مطلق، به ویژه در زمینه سیاسی

مثال‌ها