کار، توطئه، دسیسه، مجازات، انتقام و مانند آن که در حال شکلگرفتن و نزدیک به فوران است
تودهای از افراد، پرندگان یا حیوانات که به گروه آمدهاند.
ابری تشکیلشده از تعداد بسیار زیادی عنصر.
مقدار زیاد چیزها.
انتزاعات مبهم و ایدههای خیالی.
نگارهٔ نمایانگرِ بخار مات در نشانهای خانوادگی. اغلب مرتبط با عنصر الهی، به شکل توده پنبهای که میتواند متحرک از لبههای سپر باشد (باید بلازون شود). نزدیک به nuage.
مثالها
Je ne te dirai point que, comme le prophète, tu vis dans un nuage depuis plusieurs mois, qu’au sortir de la nuée tu seras étonné du nouvel aspect de toutes choses… — به تو نخواهم گفت که مانند پیامبر، چندین ماه است در ابری زندگی میکنی، که پس از خروج از ابر از ظاهر جدید همه چیز شگفتزده خواهی شد…
La lumière rasante faisait paraître d'un noir intense les nuées qui furent déchirées bientôt par cent autres lumières, lorsque les éclairs les parcoururent. — نور کمارتفاع ابرها را به شدت سیاه نشان میداد که به زودی با صد نور دیگر پاره شدند، هنگامی که صاعقهها از میانشان گذشتند.
La nuée se forme. — ابر شکل میگیرد.
On ne sait où la nuée crèvera. — کسی نمیداند ابر کجا خواهد ترکید.
L’ennemi menaçait plusieurs provinces, la nuée a crevé sur le point où l’on était le moins en défense. — دشمن چندین استان را تهدید میکرد، ابر بر نقطهای ترکید که کمترین دفاع را داشت.
Madame Pinglet. — Mais c’est de l’envahissement !… c’est de l’envahissement !…
Pinglet. — C’est une nuée de sauterelles !…
Madame Pinglet. — C’est égal !… Nous ne pensions pas que vous aviez autant de filles que cela. — مادام پنگله. — اما این هجوم است!… این هجوم است!…
پنگله. — این ابری از ملخ است!…
مادام پنگله. — با این حال!… فکر نمیکردیم که شما به این تعداد دختر دارید.