franpitan
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fʁɑ̃.pi.tɑ̃\/
اسم
فرانسوی منطقهای آمیخته با زبان آرپیتان.
Mots liés
franponais
Frans
fransquillon
Franz
frappant
frappante
frappé
frappe
frappement
frapper
frapper un grand coup
frappeur
frappeuse
fraque
fras
frase
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی