کارگری که در آهنگری بیشتر به کوبیدنِ فلزِ داغ گمارده میشود.
کارگر مهرزن چرم یا کاغذ.
بازیکنی که سعی میکند با چوبش به توپ ضربه بزند.
ابزار یا قطعه ماشین که ضربه میزند.
مثالها
… la mise en usage du balancier à frapper les pièces de monnaie. Avant cette invention, on les frappait au marteau, et celui qui les frappait s'appelait le frappeur. — … به کارگیری بالانس برای ضرب سکهها. پیش از این اختراع، سکهها با چکش ضرب میشدند و کسی که آنها را ضرب میکرد ضربهزن نامیده میشد.
Le frappeur présente sa pièce sur l'enclume et le forgeron pose la sienne dessus. Celui-ci donne quelques coups de marteau à main pour coller les deux pièces : puis frappeur et forgeron frappent dessus jusqu'à ce que le soudage soit achevé. — ضربهزن قطعهاش را روی سندان میگذارد و آهنگر قطعه خودش را روی آن قرار میدهد. او چند ضربه با چکش دستی میزند تا دو قطعه به هم بچسبند: سپس ضربهزن و آهنگر آنقدر ضربه میزنند تا جوشکاری کامل شود.
Frappeur de cuir. — I, 176. — ضربهزن چرم. — I، ۱۷۶.
Les rouleaux garnis de cuir tournent en sens inverse, ils sont portés par des supports qui peuvent être déplacés aisément, de sorte que leur réglage par rapport au frappeur A, est possible sans que ce dernier change de position. — غلتکهای پوشیده از چرم در جهت مخالف میچرخند، توسط تکیهگاههایی حمل میشوند که به آسانی جابهجا میشوند، به طوری که تنظیم آنها نسبت به ضربهزن A بدون تغییر موقعیت این آخری ممکن است.