fras
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fʁɑ\/
اسم
بخشی از ران اسب از شکم تا زانو
Mots liés
frase
frase
fraservillien
frasque
frater
fraternel
fraternelle
fraternellement
fraterniser
fraternité
fratricide
fratricide
fratrie
fratries
fraude
frauder
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی