intéresser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.te.ʁɛ.se\/

Conjugaison du verbe intéresser

فعل

  1. مربوط بودن به، دربر گرفتن، به میان کشیدن
  2. جلبِ توجه کردن، کنجکاوی برانگیختن، برای کسی جالب بودن
  3. (بدون مفعول) دربارهٔ خود علاقه و کنجکاوی برانگیختن؛ جالبِ توجه بودن
  4. برای کسی مهم بودن، به کسی ربط داشتن
  5. برای کسی سودِ مادی یا مالی داشتن؛ به‌کارش آمدن
  6. (در پزشکی) عضوی را درگیر کردن؛ در مورد بیماری که در جایی مستقر می‌شود
  7. در بازی شرط گذاشتن، بازی را به قمار کشاندن

مثال‌ها