vocal

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\vɔ.kal\/

صفت

  1. مرتبط با صدا
  2. توصیف دعاهایی که با صدای بلند گفته می‌شوند، در مقابل ذهنی
  3. در وصفِ موسیقیِ آوازی، در برابرِ موسیقیِ سازی.
  4. که توسط صدا فرمان داده می‌شود
  5. که صدا را بازتولید می‌کند
  6. که صدای انسان را بازتولید می‌کند
  7. که حقِ سخن گفتن در جلسه را دارد

اسم

  1. پیام صوتی ضبط‌شده، گاهی به جای پیام نوشته استفاده می‌شود
  2. فضای اختصاصی برای بحث شفاهی
  3. نحوه صحبت، آواز یا بیان با صدا

مثال‌ها