هر گزارهای، چه فلسفی، چه ادبی، چه الهیاتی، چه حقوقی، چه پزشکی، که در مدارس یا دانشگاهها به صورت عمومی دفاع میشد
مجموعه گزارهها، نقطهای از دکترین که به طور گسترده به صورت کتبی توسعه یافته یا مطالعه دقیق و منظم که برای گرفتن درجه دانشگاهی به هیئت داوران ارائه و نتیجه آن دفاع میشود
بحث عمومی این مطالعه
چاپ این مطالعه
مثالها
Cette thèse admet deux modes de discussion entre lesquels nous avons à choisir. — این تز دو شیوه بحث را میپذیرد که بین آنها باید انتخاب کنیم.
On pourrait remplir des pages entières avec l’exposé sommaire des thèses contradictoires, cocasses et charlatanesques qui forment le fond des harangues de nos grands hommes ; rien ne les embarrasse. — میتوان صفحات کاملی را با خلاصهای از تزهای متناقض، مضحک و شارلاتانگونه که اساس سخنرانیهای مردان بزرگ ما را تشکیل میدهند پر کرد؛ هیچ چیز آنها را embarrassed نمیکند.
Dans ses discours, il défendit avec force cette thèse que la stricte observance des lois religieuses doit s'accompagner, pour devenir méritoire, de la pratique de la justice et de l'amour du prochain, envers les juifs comme envers les non-juifs. — در سخنرانیهایش با قدرت از این تز دفاع کرد که رعایت دقیق قوانین مذهبی باید با عمل به عدالت و عشق به همسایه، نسبت به یهودیان و غیر یهودیان، همراه باشد تا شایسته شود.
Dans soixante ans, il ne restera peut-être plus de ce que j’ai vu, aimé, joui, qu’un tas de feuilles imprimées qu’on ne consulte que pour une thèse. — در شصت سال، شاید از آنچه دیدهام، دوست داشتهام، لذت بردهام، جز تودهای از برگهای چاپی که فقط برای یک تز consulted میشوند چیزی نماند.
Cette thèse est dédiée au souvenir de notre mère, […], envers qui nous avons une dette inextinguible et sans qui rien de tout ce qui suit n’aurais jamais été possible. — این تز به یاد مادرمان تقدیم شده است، […], که به او بدهی خاموشنشدنی داریم و بدون او هیچیک از آنچه در پی میآید ممکن نبود.
Des thèses de philosophie, de théologie, de médecine, de droit. — تزهایی از فلسفه، الهیات، پزشکی، حقوق.