talus

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ta.ly\/

اسم

  1. شیب، سرازیر
  2. روش برش دادن، بریدن یا اره کردن به صورت مورب
  3. بخش شیب‌دار زمین که با عملیات خاکی ایجاد شده است (خاکریز)
  4. بخشی از زمین که به صورت محلی بالا آمده و به عنوان مرز بین قطعات استفاده می‌شود
  5. اصطلاحی برای توصیف حرکت زمین در شیب
  6. فضای روی سطح چاپ یک حرف بین قسمت بالایی یا پایینی چشم حرف و لبه آن

صفت

  1. مربوط به پاشنه پا

مثال‌ها