scalper

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\skal.pœʁ\/

Conjugaison du verbe scalper

فعل

  1. کندن پوست کاسه سر
  2. کندن پوست سر دشمن شکست‌خورده با برش دایره‌ای (سنت بومیان آمریکا)
  3. کندن تصادفی پوست سر
  4. الک کردن محصولات استخراج‌شده با الک ویژه قبل از فرآوری

اسم

  1. سفته‌باز بسیار کوتاه‌مدت
  2. کسی که کالاهای کمیاب پرتقاضا را می‌خرد تا گران‌تر بفروشد

مثال‌ها