scier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sje\/

Conjugaison du verbe scier

فعل

  1. بریدن، شکافتن با اره
  2. بریدن با داس در مورد گندم
  3. به شدت خسته کردن از روی کسالت
  4. شگفت‌زده کردن، مات و مبهوت کردن
  5. پارو زدن به عقب برای عقب‌گرد و بازگشت به مسیر قبلی
  6. مهار کردن کسی، خراب کردن کاری که انجام می‌دهد
  7. آزار دادن، شکنجه کردن

مثال‌ها