retomber

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁə.tɔ̃.be\/

Conjugaison du verbe retomber

فعل

  1. دوباره افتادن.
  2. به حالت قبلی برگشتن.
  3. دوباره به بیماری که فکر می‌کردیم خوب شده‌ایم مبتلا شدن.
  4. پس از بالا رفتن افتادن.
  5. آویزان شدن؛ فروافتادن از بالا.
  6. به کسی رسیدن (در مورد ضرر، آسیب، سرزنش و غیره که به او نسبت داده می‌شود).
  7. دوباره بسته شدن، به موقعیت اولیه برگشتن.

مثال‌ها