releveur
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\ʁəl.vœʁ\/
اسم
عضله بلندکننده قسمت متصل بدن
قطعه مکانیکی برای بلند کردن شیء
پرتابکننده تعویض
مأمور خواندن کنتور و ثبت مصرف
صفت
توصیف عضلاتی برای بلند کردن اندام
توصیف اندام مکانیکی برای بلند کردن اشیاء
مثالها
Le releveur de l’œil.
Les releveurs d'une moissonneuse-batteuse.
Le releveur commun.
Le releveur de la lèvre supérieure.
Le biceps est un muscle releveur.
Des aiguilles releveuses.
Mots liés
reliable
reliage
relié
reliée
reliées
relief
reliefs
relier
reliés
relieur
relieuse
religieuse
religieuse
religieusement
religieux
religieux
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی