primitif

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\pʁi.mi.tif\/

صفت

  1. ابتدایی
  2. ابتدائی
  3. مربوط به دوران اولیه بشر
  4. ساده و ابتدایی
  5. ریشه اصلی مشتقات یا ترکیبات
  6. نژاد سگ باستانی نزدیک به سگ‌های اولیه

اسم

  1. عضو یک قوم یا مردمان اولیه (انسان اولیه)

مثال‌ها