poinçon

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /[pwɛ̃.sɔ̃]/

اسم

  1. ابزار فلزی نوک‌تیز برای سوراخ کردن
  2. ابزاری که با فشار عرضی شکل معینی را از ورق جامد می‌برد
  3. تکه فولاد برجسته‌کاری شده برای ضرب سکه و مدال
  4. ابزار علامت‌گذاری اشیاء طلا یا نقره
  5. تکه فولاد با حروف برجسته برای ساخت ماتریس‌های حروف چاپی
  6. قطعه فلز کوچک حاصل از ضربه پانچ
  7. چوب نوک‌تیز که استادان سواری برای تحریک اسب استفاده می‌کردند
  8. قطعه چوب عمودی در اسکلت‌بندی که بر وسط تیر افقی تکیه دارد
  9. محور عمودی که ماشین روی آن می‌چرخد
  10. بشکه‌ای که گنجایشش نزدیک به دوسومِ یک «مویی» (muid)، پیمانهٔ کهنِ فرانسوی، است. (لیتره)

مثال‌ها