صوتنگارِ ضبطکننده؛ دستگاهی که صدا را ضبط میکند.
دستگاهی که صدا را بازتولید میکند.
مثالها
Pausole donna du pied dans un phonographe resté seul, qui lui bêlait aux oreilles la sérénade de Méphisto. — پوزول با پا به گرامافونی که تنها مانده بود لگد زد که سرناد مفیستو را با صدای بزغالهمانند در گوشش زمزمه میکرد.
Tous les hommes […] écoutaient nonchalamment, sans y prêter grande attention, un mauvais phonographe, aux accents métalliques. — همهٔ مردان […] بیحال و بدون توجه زیاد به یک گرامافون بد با صداهای فلزی گوش میدادند.
On ne pensait plus à la guerre, à la séparation, aux choses tristes. Le phonographe déroulait son fil, et le bonheur d’un moment semblait tenir à ce fil invisible et qui ne cousait rien. — دیگر کسی به جنگ، جدایی و چیزهای غمانگیز فکر نمیکرد. گرامافون نخ خود را باز میکرد و شادی لحظهای به نظر میرسید که به این نخ نامرئی و بیفایده وابسته است.