phosphorescent

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · /\fɔs.fɔ.ʁɛs\/

صفت

  1. دارای خاصیت فسفرسانس
  2. درخشان

فعل

  1. سوم‌شخصِ جمعِ حالِ اخباریِ فعلِ phosphorescer
  2. سوم‌شخصِ جمعِ حالِ التزامیِ فعلِ phosphorescer

مثال‌ها