permanence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pɛʁ.ma.nɑ̃s\/

اسم

  1. مدت ثابت و پایدار بودن چیزی.
  2. حالت ماندن طولانی در یک مکان.
  3. ادامه جلسه بدون جدایی گروه.
  4. حضور مداوم برای تداوم خدمات عمومی در تعطیلات.
  5. اصل مورد قبول مسیحیان مبنی بر حضور مداوم بدن عیسی مسیح در عشای ربانی
  6. محل حضور دائمی افراد مسئول یک خدمت عمومی یا خصوصی
  7. زمان و مکان باز بودن یک خدمت برای عموم
  8. ساعت بدون کلاس در برنامه درسی دانش‌آموز
  9. سالن مخصوص دانش‌آموزان هنگام وقت آزاد، غیبت معلم، اخراج یا امتحان

مثال‌ها