permettre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pɛʁ.mɛtʁ\/

Conjugaison du verbe permettre

فعل

  1. اجازه دادن؛ پروانهٔ گفتن یا کردنِ چیزی دادن
  2. نصیبِ همه نبودن؛ از عهدهٔ هر کسی برنیامدن
  3. هر طور میلِ خودتان است؛ به من چه — با لحنِ بی‌اعتنایی یا طعنه
  4. اجازهٔ استفاده از چیزی دادن
  5. تحمل کردن؛ روا داشتن
  6. (دربارهٔ چیزها) امکان دادن؛ زمینه و فرصت فراهم کردن
  7. (ضمیری) به خود اجازه دادن؛ جسارتِ کاری را کردن که باید از آن پرهیخت

مثال‌ها