Pégase
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\pe.ɡaz\/
اسم
پگاسوس (اسب بالدار افسانهای در اساطیر یونان)
پگاسوس (در اصطلاحات و استعارات شاعرانه)
صورت فلکی اسب بالدار (فرس اعظم)
مثالها
Monter sur Pégase, enfourcher Pégase : S’adonner à la poésie.
—
سوار شدن بر پگاسوس، زین کردن پگاسوس: پرداختن به شعر.
Pégase est rétif pour lui, son Pégase est rétif : C’est un mauvais poète.
—
پگاسوس برای او سرکش است، پگاسوس او سرکش است: او شاعر بدی است.
Mots liés
alérion
pegmatite
pègre
pehlvi
pehlvi
peignage
peigne
peignée
peigner
peigneur
peigneuse
peignier
peignoir
peignures
peinardement
peindre
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی