mitrailler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mi.tʁɑ.je\/

Conjugaison du verbe mitrailler

فعل

  1. با توپ ساچمه‌ای شلیک کردن.
  2. به مسلسل بستن، با تیربار شلیک کردن.
  3. گلوله‌باران کردن، آتش سنگین ریختن با سلاح گرم.
  4. پیاپی و رگباری عکس گرفتن.
  5. کسی را به رگبار پرسش بستن، سین‌جیم کردن.
  6. کاری را با سرعت و پی‌درپی انجام دادن.

مثال‌ها