métropolitain

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\met.ʁɔ.pɔ.li.tɛ̃\/

صفت

  1. مرتبط با شهر بزرگ یا مجموعه شهرداری
  2. متعلق به سرزمین اصلی در برابر مستعمرات
  3. وابسته به حوزه اسقف اعظم

اسم

  1. شبکه مترو شهری
  2. متروپولیت
  3. ساکن سرزمین اصلی نسبت به ساکنان سرزمین‌های ماوراء بحار

مثال‌ها