javelle

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʒa.vɛl\/

اسم

  1. مقدار ساقه غلات درو شده با یک ضربه
  2. توده کوچک غلات بریده روی زمین
  3. دسته‌های کوچک شاخه مو
  4. توده نمک استخراجی از نمک‌زار
  5. بسته هشت ماهی cod خشک
  6. بشکه با دوارهای جدا از کف

مثال‌ها