informer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.fɔʁ.me\/

Conjugaison du verbe informer

فعل

  1. آگاه کردن، مطلع ساختن، خبر دادن؛ چیزی را به اطلاع کسی رساندن.
  2. اطلاعات را منتقل یا منتشر کردن.
  3. (نادر) شکل دادن، صورت بخشیدن؛ به چیزی شکل یا معنا دادن.
  4. (حقوق) بازپرسی کردن، تحقیقات مقدماتی پرونده‌ای را انجام دادن.
  5. (کهن، حقوق) تحقیق قضایی کردن، بازجویی مقدماتی انجام دادن.
  6. (s'informer) پرس‌وجو کردن، جویا شدن، کسب خبر کردن؛ در پی به دست آوردن اطلاعات بودن.

مثال‌ها