implantation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃.plɑ̃.ta.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل کاشتن یا مستقر شدن
  2. اجرای عملی، تحقق، پیاده‌سازی

مثال‌ها