implémentation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃.ple.mɑ̃.ta.sjɔ̃\/

اسم

  1. تحقق محصول رایانه‌ای از روی اسناد، اجرا، توسعه
  2. محصول حاصل از آن
  3. مجموعه عملیات برای استقرار و اجرای پروژه جدید

مثال‌ها