groupement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɡʁup.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل گروه‌بندی کردن.
  2. وضعیت گروه‌بندی شده.
  3. واحد پوشش گیاهی بر اساس شمارش فلوریستیک.
  4. جامعه یا انجمن.
  5. مجموعه اتم‌ها که بخشی مهم از مولکول است.
  6. گروه اتم‌های پیوندخورده که بخشی از مولکول را تشکیل می‌دهند.

مثال‌ها