groupiste
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\ɡʁu.pist\/
اسم
شخص مسئول عملکرد یک ژنراتور
صفت
گروهی
مثالها
Un comportement groupiste.
Mots liés
grouse
gru
gruau
grub
grue
gruer
gruger
grume
grume
grumeau
grumeaux
grumeler
grumeleux
Grün
Grund
grunion
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی