graphique

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ɡʁa.fik\/

اسم

  1. نمودار شامل منحنی‌ها
  2. نمودار خطی سرعت و تقاطع قطارها
  3. جدول تغییرات دمای بیمار
  4. نمایش هندسی ساختار یا تحول پدیده

صفت

  1. که با طراحی نشان داده می‌شود
  2. مربوط به هنرهایی که از طراحی استفاده می‌کنند
  3. مربوط به نقشه‌ها و برش‌ها
  4. مربوط به نوشتن و نمایش زبان با علائم

مثال‌ها