gironner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʒi.ʁɔ.ne\/

Conjugaison du verbe gironner

فعل

  1. چکش‌کاری و گرد کردن ظروف فلزی
  2. گرد کردن کف ظرف فلزی
  3. طراحی پله مارپیچ
  4. پرتوافشان شدن

مثال‌ها