filature

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fi.la.tyʁ\/

اسم

  1. کارخانه ریسندگی مواد نساجی
  2. عمل یا هنر ریسندگی در مقیاس بزرگ
  3. کارخانه یا کارگاه تولید سوسیس
  4. عمل تعقیب و نظارت بر کسی

مثال‌ها