fauchette
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fo.ʃɛt\/
اسم
ابزار همتراز کردن شاخههای درختچههای حاشیه تختگل
داس کوچک برای بستن بستههای هیزم
Mots liés
faucheur
faucheuse
faucheux
faucille
fauciller
faucillon
faucon
fauconneau
fauconnerie
fauconnier
fauconnier
fauconnière
faufiler
faufilure
faune
faune des bois
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی