fécondation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fe.kɔ̃.da.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل بارور کردن؛ لقاح، باروری
  2. برانگیختن موثر تلاش خلاقانه در شخصی دیگر (الهام‌بخشی)

مثال‌ها