fédéralisme centralisateur
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fe.de.ʁa.lism sɑ̃.tʁa.li.za.tœʁ\/
اسم
شکلی از فدرالیسم که در آن دولت فدرال بر خودمختاری استانها غلبه میکند و بیشترین قدرتها را به خود اختصاص میدهد.
Mots liés
fédéralisme renouvelé
fédéraliste
fédéraliste
fédératif
fédération
fédérations
fédéré
fédéré
fédérée
fédérer
fedi
fée
fée
fée blanche
feed-back
feeder
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی