faucard
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fo.kaʁ\/
اسم
داسی با دسته بلند که با دست یا روی قایق موتوری استفاده میشود و برای درو کردن علفهای رودخانهها و باتلاقها به کار میرود.
مثالها
On utilisera aussi un faucard (faux à long manche utile pour couper la végétation aquatique).
Mots liés
faucardage
faucarder
faucardeur
faucardeur
faucet
fauchage
fauchaison
fauche
fauchée
fauchée
faucher
fauchet
fauchette
faucheur
faucheuse
faucheux
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی