faucardage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fo.kaʁ.daʒ\/

اسم

  1. بریدنِ گیاهانِ آبزی در رودخانه یا جوی تا آب روان بماند و آبراه بر اثرِ انبوهیِ گیاهان «خفه» نشود؛ علف‌تراشیِ آبراه.

مثال‌ها