équarrissement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\e.ka.ʁis.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل بریدن به زاویه قائم یا حالت چیز بریده‌شده
  2. قطعه‌قطعه کردن حیوان مرده یا ذبح‌شده

مثال‌ها