équarrissage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\e.ka.ʁi.saʒ\/

اسم

  1. قطعه‌قطعه کردن لاشه‌های حیوانی نامناسب مصرف یا ضایعات کشتارگاه
  2. ایجاد سطوح موازی روی قطعات چوب یا سنگ
  3. هر یک از دو بعد عرضی تیر ساخته‌شده

مثال‌ها