entrelarder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.tʁə.laʁ.de\/

Conjugaison du verbe entrelarder

فعل

  1. گوشت را با تکه‌های خوک پر کردن
  2. در جاهای مختلف وارد کردن

مثال‌ها