entreposer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.tʁə.po.ze\/

Conjugaison du verbe entreposer

فعل

  1. گذاشتن؛ مرتب کردن
  2. گذاشتن کالا در انبار

مثال‌ها