entremise

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\ɑ̃.tʁə.miz\/

اسم

  1. عمل دخالت کردن
  2. تکه چوب اضافی برای استحکام دو قطعه
  3. پایه چوبی برای نگه داشتن تیرها
  4. تخته زیر درپوش‌ها

فعل

  1. اسمِ مفعولِ مؤنثِ مفردِ فعلِ entremettre

مثال‌ها