engrènement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɑ̃.ɡʁɛn.mɑ̃\/

اسم

  1. ریختن گندم در قیف آسیاب
  2. درگیر شدن متقابل چرخ‌دنده‌ها یا به صورت مجازی اجزای یک کار
  3. هنگام شکستگی، فرو رفتن قطعات استخوانی در یکدیگر

مثال‌ها