engraver

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.ɡʁa.ve\/

Conjugaison du verbe engraver

فعل

  1. گیر انداختن قایق در شن یا آب کم‌عمق.
  2. پوشاندن با شن.
  3. پنهان کردن شیء در بار سنگین کف کشتی.
  4. زخمی شدن حیوان بر اثر ورود سنگ‌ریزه به پا.
  5. به گل نشستن.
  6. نصب نوار آب‌بندی در شیار دیوار.

مثال‌ها