encorné

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · /\ɑ̃.kɔʁ.ne\/

صفت

  1. دارای شاخ.
  2. زخم زیر سم اسب.
  3. شوهر زن خیانتکار (عامیانه، توهین‌آمیز).

فعل

  1. اسمِ مفعولِ مذکرِ مفردِ فعلِ encorner

مثال‌ها