encoubler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.ku.ble\/

Conjugaison du verbe encoubler

فعل

  1. پا خوردن، گیر کردن پا در چیزی، درهم پیچیدن
  2. مانع شدن، مزاحم شدن، دست‌وپاگیر بودن

مثال‌ها