encocher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.kɔ.ʃe\/

Conjugaison du verbe encocher

فعل

  1. ایجاد بریدگی یا شیار
  2. گذاشتن تیر روی زه کمان

مثال‌ها